X
تبلیغات
چگونه خواستگار مناسب داشته باشیم

چگونه خواستگار مناسب داشته باشیم

داشتن خواستگار خوب

برای مدتی نامعلوم نیستم بعدا اگر خدا خواست در خدمتتان خواهم بود.
نوشته شده در جمعه 1392/05/11ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

با سلام

دوستانی که سوالاشونو مطرح کرده بودن متاسفانه یا ناقص هست یا آدرس وبلاگ نذاشتن و یا ..

من با مخفی کردن نام و آدرس وبلاگ و .. جواب ها رو در این پست وبلاگ می نویسم

سلام دوست عزیز

در رابطه با ازدواج باید بدونی که همیشه اظهار علاقه و خواستگاری از طرف مرد صورت میگیره.شما همیشه باید مطلوب باشین و نه طالب.ایشان شما را دیده و راه های ارتباط برقرار کردن و دسترسی به شما براش آسونه یعنی اگر ایشون شما را برای همسری در نظر گرفته باشه یک راه بخصوصی را پیدا میکنه برای حرف زدن و ابراز علاقه برای خواستگاری.یا اینکه شما یکی دو بار بعد از اتمام درس میتونی به بهانه ی اشکال درس سوال بپرسی یا همان که گفتی ایمیل شما رو میدونه پس اگر ایشون هم مانند شما به عنوان همسر به شما علاقمند باشه به شما دسترسی پیدا میکنه و حرفش رو میگه.ولی اگر هیچ عکس العملی از طرف آقا مشاهده نکردید بدونید که یا قصد ازدواج با شما رو نداره یا فعلا نمیخواد ازدواج کنه و ..در کل شما نباید دل ببندید چون تا مردی خودش نخواد قدم به جلو نمیذاره.در رابطه استاد و دانشجوها این رفتارها معموله اگر به شما علاقمند باشه حتما میگه و در غیر اینصورت بهتره دیگه بهش فکر نکنین .به امید خوشبختی و موفقیت شما

 

.......................................................................................................................

سلام من دختر 26 ساله ای هستم ، که بسیار نگران ازدواجم هستم و می ترسم که تا آخر عمر تنها بمانم.از لحاظ اجتماعی کمرو نیستم اما به اعتقاداتم پایبندم ، توی محیط دانشگاه در انجمن عضو بودم دوران ارشد هم رابطه بدی با همکلاسی هام نداشتم یعنی اینطور نبود که کسی بگه فلانی کمرو هست. وضعیت خانوادگی هم کاملا مناسب هست هم از نظر مالی و هم فرهنگی، اما به جز پسرخاله ام که هیچ علاقه ای بهش نداشتم ، خواستگار پایبندی نداشتم یعنی خواستگار میاد و دست از پا درازتر بر میگرده ! الان یه مدت هست که به خاطر نوشتن پایان نامه توی خونه هستم اما با دوستام گاهی بیرون میرم و شدیدا مصرم که بعد از پایان نامه دنبال کار بگردم، همراه خاناده خونه ی اقوام میرم اما همش از اینکه اتفاقی برام نمیافته ناراحتم طوری که از بس نامید شدم اعصاب مادر و خواهرم رو بهم ریختم ، الان دیگه مامانم هم میگه باید به این فکر کنی که اگر نشد قوی باشی و خودت رو سالم نگه داری نه اینکه به یه آدم دیوانه تبدیل بشی! ...این حرف ها برام سنگینه از اینکه وقتی 23 سالم بود گفتن تو کلی فرصت داری و الان یه جورایی اونا هم به ازدواج نکردنم فکر می کنن آزارم میده گاهی با این فکر که هنوز تعدادی از دوستام هستند که مثل من هستن و تعدادشونم کم نیست آروم میشم اما باز اگه بشنوم یا توی فیس بوک ببینم که یکی از بچه ها ازدواج کرده بهم میریزم ، از اون بدتر ازدواج بچه های فامیل هست دخترخاله و دختر داییم که از من کوچکتر بودن و رفتن اگرچه موقعیت من بهتر از اوناست.یه چیز دیگه هم اینکه همش به این فکر میکنم که بقیه بچه های فامیل هم برن و خیلی از این فکر زجر میکشم ، ضمن اینکه دخترخاله ای دارم که الان 35 ساله هست و با اینکه دختر خوبیه ازدواج نکرد و خواهر کوچکترش هم رفت ، همش پیش خودم تصور میکنم که اگه مثل اون شدم چیکار کنم ، همش فکر میکنم خدایی و جود نداره، به همه چیز شک کردم و حسابی ناراحتم. ببخشید که اینقدر طولانی شد.

پاسخ

سلام دوست عزیزم

بیشتر مشکل شما از کمبود اعتماد بنفس هست.شما که ذکر کردین تحصیلات خوب و خانواده ی خوب و ..دارین پس اگر اعتمادبنفس و امیدواری و معاشرت بیشتر با مردم و.. بیشتر در خصوصیات اخلاقیتون تقویت کنید بدون شک به زودی می تونین ازدواج کنین .همیشه شاد و امیدوار باشین.در این دنیا حداقل برای هر زنی مردی وجود داره پس نباید نگران باشید.همیشه مثبت اندیش باشدو از ازدواج دیگران خوشحال بشید .خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید.در هر جمعی که هستید مخصوصا خانمها اعلان کنید که قصد ازدواج با فردی با شرایط مناسب را دارید.زیاد مغرورانه رفتار نکنید.خوش رو خوش صحبت باشید.وقتی در اجتماع هستید همیشه مرتب و تا حدی آراسته همراه با متانت باشید.

نوشته شده در شنبه 1392/04/22ساعت 9:12 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

یكی از رسوم زیبای مهمانداری، احترام به میهمان و پذیرایی مناسب از آنها است. این رسم در مراسمات خواستگاری رنگ و بوی دیگری می گیرد. معمولاً خانواده دختر خانم به عنوان اولین میزبانان آشنایی دو خانواده در روز خواستگاری استرس بسیاری دارند به خصوص اگر این مراسم برای اولین دختر یا تك دختر آنها و به عنوان اولین مراسم خواستگاری خانواده شان برگزار گردد.

پذیرایی روز خواستگاری

پذیرایی مناسب از خانواده داماد نشاندهنده ارج و احترام به آن خانواده است. به همین دلیل عروس خانم و خانواده اش در برگزاری آن باید نهایت سعی و تلاش خود را بكنند. در این راستا توجه به برخی نكات حائز اهیت است.



1. میوه و شیرینی

-در مراسم خواستگاری بهتر است که خانواده عروس از شیرینی های تر استفاده نکنند؛ چون خوردن آنها سخت است. شیرینی های خشک و کوچک برای اینگونه مراسمات مناسب‏تر هستند.

- خانواده عروس سعی كنند كه حتما در ادامه مراسم از شیرینی كه خانواده داماد تهیه كرده اند نیز استفاده كرده و حتما خودشان نیز از این شیرینی میل نمایند.

- میوه نیز بهتر است چیزهایی شبیه سیب و خیار باشد، نه انار و هندوانه که به سبب آب‏دار بودنشان ممکن است باعث کثیف شدن دست و صورت و لباس شوند. سعی كنید در این مراسم بیش از دو نوع میوه استفاده نكنید. فراموش نكنید كه رعایت سادگی در این مراسم باعث نزدیكی بیشتر طرفین به هم و گرمی و صمیمیت مجلس می گردد.



2.چایی گردانی توسط عروس خانم

این مراسم كه دارای دیرینه بسیار زیادی است علاوه بر اینكه به نیت اجازه ورود عروس خانم به محفل میهمانان و خوش آمدگویی به آنها می باشد بلكه به نوعی به رخ كشیدن ذوق و سلیقه و كدبانوگری وی به خانواده داماد است. عروس خانم در این مراسم باید به چند نكته توجه نماید:

- سعی كنید در این مراسم از چای معطر استفاده كنید و هرگز برای خوشبو بودن چایتان از مواد معطری چون هل كوبیده یا دارچین استفاده نكنید، زیرا ممكن است برخی از میهمانان نسبت به این مواد حساسیت داشته یا آن را نپسندند.

- با ریختن یك سر قاشق چایی خوری وانیل در قندان، قندها را خوشبو و خوش طمع كنید. در این راستا نیز می توانید چند عدد قند تزیینی داخل قندانتان قرار دهید.

-برای زیبا كردن سینی چای می توانید از گلهای زیبا به خصوص گلهای طبیعی استفاده نمایید. وجود یك یا دو شاخه گل در سینی نه تنها با ایجاد منظره ای زیبای به فرد مقابل لذت و آرامش می دهد،‌ نشاندهنده سلیقه بسیار دختر خانم نیز می باشد.

-حتماً چای را به ترتیب سن افراد حاضر در میهمانی تعارف كنید. به همین منظور ابتدای ورود به مجلس در یك نگاه تمام میهمانان را برانداز نمایید تا سن و سال و بزرگی و كوچكی شان را دریابید.

-زمانی كه نوبت به تعارف چای به آقا داماد می شود سینی چای را مقداری بیشتر در مقابل وی نگه دارید و كمی درنگ نمایید زیرا اگر عجله نمایید استرس آقا داماد هم چند برابر شده و ممكن است دچار اشتباهاتی چون ریختن چای در سینی یا بر روی خود،‌ بر نداشتن قند و ... گردد.

نوشته شده در جمعه 1392/02/20ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

آيا تا به حال پيش آمده كه در يك رابطه‌ي عاطفي، همه چيز خيلي خوب پيش برود تا زمانيكه موضوع «ازدواج» را مطرح مي‌كنيد؟


آيا تا به حال نگران اين موضوع شده‌ايد كه اگر هيچ وقت به مردتان فشار نياوريد، هرگز براي ازدواج با شما هيچ گامي بر ندارد؟


وقتي مردتان مي‌گويد شما را دوست دارد اما هنوز آمادگي ازدواج با شما را ندارد، يعني چه؟


فكر نكنم در فرهنگ ما كلمه‌اي وجود داشته باشد كه بتواند بيشتر از «ازدواج» موجب تنش بين زنان و مردان شود. ما به خاطر ازدواج مي‌جنگيم، به خاطرش عصباني مي‌شويم و حتي به خاطرش رابطه‌مان را به هم مي‌زنيم. بحث ازدواج موجب مي‌شود كليشه‌اي‌ ترين فكرها را راجع به يكديگر داشته باشيم. مردها فكر مي‌كنند هدف زندگي يك زن اين است كه يك مرد را به دام بياندازد و به ازدواج مجبورش کند.




ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1392/01/06ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

گاهی اوقات ممکن است درگیر یک رابطه عاطفی باشید که مدت زیادی به طول انجامیده است بدون آن که در آن حرفی از ازدواج به میان آید یا اقدامی جدی صورت بگیرد. در این صورت شما مدام منتظرید تا همه چیز به خوبی پیش برود و ماجرا سمت و سوی جدی تری بگیرد. بنابراین به موقعیت های ازدواج دیگرتان فکر نمی کنید، فرصت ها را از دست می دهید و همچنان منتظر پیشنهاد ازدواج طرف مقابل تان می مانید.

اگر درگیر چنین رابطه ای هستید، باید بگوییم بیشتر مراقب خودتان باشید. ممکن است فرصت هایی که از دست می دهید، تکرار نشدنی باشند. واقعیت این است که در رابطه دختر و پسر، اگر پسری بخواهد رابطه اش را به سمت ازدواج ببرد، معطل نمی کند و این کار را به تاخیر نمی اندازد.

خیلی از پسرها در رابطه بی تفاوت عمل می کنند تا دختر خسته شود و خودش ماجرا را فیصله دهد. عده ای دیگر وانمود می کنند در عمل انجام شده قرار گرفته اند و خانواده شان آنها را مجبور به ازدواج با دختر دیگری کرده است و در نهایت برخی هم می گویند من لیاقت تو را ندارم و تو خواستگاران بهتر از من داری.


چه طور چنین رابطه ای را تشخیص دهیم؟

پسری که قصد واقعی ازدواج دارد و نمی خواهد شما را معطل خود کند، 3ویژگی یا 3پیش شرط را داراست.

اولین شرط: اولین شرط برای این که یک پسر خواستگار واقعی شما باشد این است که شرایط سنی و اجتماعی مناسب ازدواج را داشته باشد. پسر 20 تا 23 ساله عموما آمادگی ازدواج را ندارد. پسری که شاغل نیست و هیچ برنامه ریزی شغلی برای خود ندارد هم همین طور. بنابراین مهم ترین ویژگی کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می دهد، داشتن شرایط خواستگاری است که اگر این طور نبود، باید روی صلاحیت او و به جا بودن درخواستش شک کنید.

شرط دوم: وقتی با کسی وارد رابطه عاطفی می شوید، باید از ابتدا هدف این رابطه مشخص باشد. پسرانی که نیت ازدواج دارند، با پیشنهاد ازدواج جلو می آیند و از شما می خواهند که تا مدتی همدیگر را با یا بدون اطلاع خانواده ها بشناسید. اما اگر رابطه با پیشنهاد ازدواج شروع نشد، شما باید تا حداکثر یک ماه بعد از شروع رابطه از او بپرسید که برای آینده اش چه برنامه ای دارد. فکر می کند آینده رابطه شما به کجا می رسد و اگر پاسخ چیزی جز ازدواج بود، بدانید که این رابطه نافرجام است.

اما ممکن است طرف مقابل شما، پاسخی دوپهلو بدهد و تصمیم گیری را برای شما دشوار کند. مثلا بگوید دوست دارم با تو ازدواج کنم اما شرایطش را ندارم. در این صورت، باید بپرسید چه شرایطی نیاز دارد و فکر می کند این شرایط فراهم شدنی است یا نه. یا بگویید برای محقق شدن این شرایط چه کارهایی کرده یا می کند؟ اگر برنامه روشنی نداشت باز هم باید بدانید که این رابطه سرانجامی ندارد. قبل از آن که وابسته همدیگر شوید، به او بگویید که تا زمان فراهم شدن شرایط، بهتر است از همدیگر جدا شوید و در این گفته و تصمیم خود قاطع باشید.

در این صورت پسر، یا به فکر می افتد و اگر واقعا خواهان ازدواج با شما باشد، تلاشش را برای حفظ شما و مهیا کردن شرایط می کند و در غیر این صورت، همچنان رویه سابقش را ادامه می دهد.

پس می بینید که صرفا مطرح کردن پیشنهاد ازدواج به معنی واقعی بودن قصد یک پسر در ازدواج با شما نیست.

مرد ایده آل یک زن لزوما مردی نیست که با او بتوان خوشبخت شد! خیلی ها به درد ازدواج نمی‌خورند. به‌درد وقت گذرانی و خنده و هیجانات زودگذر می‌خورند. آنها مسوولیت پذیری طولانی مدت ندارند و در زندگی بال دیگر شما نخواهند بود

شرط سوم: او شما را به خانواده اش معرفی می کند، درباره شما به آنها اطلاع می دهد و می گوید که در حال شناخت شما برای ازدواج است. اگر دو سه ماه از رابطه تان گذشت اما او درباره شما به خانواده اش چیزی نگفت، بدانید که قصد ازدواج با شما را ندارد.

وقتی شما درگیر یک رابطه عاطفی باشید، احساس تعهد می کنید و در نتیجه به خواستگاران خود جواب رد می دهید. چرا که مدام زندگی مشترک عاشقانه با طرف مقابل را با زندگی معمولی با خواستگارتان مقایسه می کنید. واقعیت این است که این مقایسه غلط است چون مردی که به مرحله ازدواج رسیده و به خواستگاری شما آمده است، اعلام مسوولیت پذیری کرده و حداقل چیزی که بیشتر از فرد مورد علاقه شما دارد، این است که تصمیم جدی به ساختن یک زندگی جدید دارد.

این را به یاد داشته باشید که مرد ایده آل یک زن لزوما مردی نیست که با او بتوان خوشبخت شد! خیلی ها به درد ازدواج نمی‌خورند. به‌درد وقت گذرانی و خنده و هیجانات زودگذر می‌خورند. آنها مسوولیت پذیری طولانی مدت ندارند و در زندگی بال دیگر شما نخواهند بود.

حتما باید با عشق ازدواج کرد؟

ازدواج، حداقل‌هایی دارد که باید دو طرف آنها را داشته باشند تا مورد قبول همدیگر واقع شوند و احساس کنند که می توانند طرف مقابل شان را دوست داشته باشند. این حداقل ها شامل مطلوبیت ظاهری و رفتاری می شود و تا تشابهات فرهنگی، فکری و اقتصادی ادامه دارد.

آن چه مهم است، این که زن و مرد باید بتوانند با همدیگر کنار بیایند و خوش باشند. شاید در طول یک ماه، دلخوری و تنش هم داشته باشند. اما باید صمیمیت و راحتی، حرف هم را فهمیدن و اعتماد به همدیگر میان شان حرف اول را بزند.

بنابراین می توانیم بگوییم که شاید برای شروع زندگی مشترک عشق رویایی ضروری نباشد. همین قدر که با همسر آینده تان خوش باشید و در برخی روزها معمولی کافیست. بد نیست بدانید که بررسی ها نشان می دهد عشق و ازدواج عاشقانه الزاما به معنی جدا نشدن نیست. چون اکثر زوج هایی هم که با عشق های رویایی زندگی خود را آغاز می کنند در کمتر از 9 ماه الی 3 سال به سطوح معمولی هیجان عشقی تنزل خواهند کرد و متاسفانه چون اکثرشان روش رو در رو شدن با هیجان های معمولی در ارتباط را نمی دانند، دچار استرس های شدید عاطفی و حتی طلاق می‌شوند
نوشته شده در جمعه 1392/01/02ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.

بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید
نوشته شده در سه شنبه 1391/12/08ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

ازدواج، برای یک زن به معنی پیوندی همه جانبه و اشتراکی مقدس است که باید در همه مراحل حفظ شود. اما در مقابل، مردها فکر می‌کنند هنگامی که ازدواج می‌کنند از محیط تنهایی خودشان بیرون می‌آیند، دیگر محیط امن تنهایی خود را نخواهند داشت و از این به بعد برای انجام هر کاری باید بدانند که دو نفر هستند. باید در تمام کارها تقسیم مسئولیت داشته باشند، مهم تر از همه باید نسبت به خانمی که با او ازدواج می‌کنند مسئولیت پذیر باشند. اما این تنها تفاوت زن و مرد در نگاه به مقوله ازدواج و انتخاب همسر نیست.

اولین موردی که در رابطه با یک زن به دید یک مرد می‌آید زیبایی اوست. مردها در ابتدا تمایل دارند با کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند دارای ظاهری زیبا باشد. این زیبایی در آقایان با سن‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد. بعضی از آقایان زیبایی صورت برای شان مهم است، بعضی دیگر تناسب‌اندام و عده ای مطلوبیت اجتماعی و رفتار و روابط بین فردی آن خانم در جامعه برایشان اهمیت دارد. اما در مقابل، اولین موردی که در رابطه با یک مرد به دید یک خانم می‌آید وضع مالی آن آقا است و بعد موقعیت اجتماعی و تحصیلات او.

بعد از زیبایی موضوعی که برای آقایان مهم است، خانواده شخصی است که در آینده قرار است همسر او باشد و البته رفتار، منش، طرز سخن گفتن در یک خانم نیز اهمیت دارد. آنها برای مدت طولانی تمام رفتار و گفتار خانمی را که کاندید ازدواج کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهند. در این زمینه البته خانم ها هم به اندازه کافی حساس هستند اما نه بیشتر از آقایان. برای مردان در این مرحله وضع اقتصادی خانواده همسر، انسجام خانواده و نجابت و حسن شهرت خانواده اهمیت پیدا می کند و خانم ها به جزئیات بیشتری مثل تعداد اعضای خانواده، اصالت و قومیت و نوع روابط و بهم پیوستگی اعضا توجه دارند.

در ازدواج زنان به دنبال مردی هستند که بتواند مسئولیت زندگی آنها را به عهده بگیرد. مراقب شان باشد و از آنها حمایت کند. همیشه گفته می‌شود که مردان از لحاظ قدرت بدنی همسرانشان را در برابر وقایع بیرونی حمایت می‌کنند و زنان نیز مردان را از لحاظ قدرت روانی برای مقابله با رویدادهای خارجی تقویت می‌کنند. پس این که گفته می‌شود زن و مرد مکمل یکدیگر هستند به همین دلیل است.

ازدواج، برای یک زن به معنی پیوندی همه جانبه و اشتراکی مقدس است که باید در همه مراحل حفظ شود. اما در مقابل، مردها فکر می‌کنند هنگامی که ازدواج می‌کنند از محیط تنهایی خودشان بیرون می‌آیند، دیگر محیط امن تنهایی خود را نخواهند داشت و از این به بعد برای انجام هر کاری باید بدانند که دو نفر هستند. باید در تمام کارها تقسیم مسئولیت داشته باشند، مهم تر از همه باید نسبت به خانمی که با او ازدواج می‌کنند مسئولیت پذیر باشند. اما این تنها تفاوت زن و مرد در نگاه به مقوله ازدواج و انتخاب همسر نیست.

اولین موردی که در رابطه با یک زن به دید یک مرد می‌آید زیبایی اوست. مردها در ابتدا تمایل دارند با کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند دارای ظاهری زیبا باشد. این زیبایی در آقایان با سن‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد. بعضی از آقایان زیبایی صورت برای شان مهم است، بعضی دیگر تناسب‌اندام و عده ای مطلوبیت اجتماعی و رفتار و روابط بین فردی آن خانم در جامعه برایشان اهمیت دارد. اما در مقابل، اولین موردی که در رابطه با یک مرد به دید یک خانم می‌آید وضع مالی آن آقا است و بعد موقعیت اجتماعی و تحصیلات او.

بعد از زیبایی موضوعی که برای آقایان مهم است، خانواده شخصی است که در آینده قرار است همسر او باشد و البته رفتار، منش، طرز سخن گفتن در یک خانم نیز اهمیت دارد. آنها برای مدت طولانی تمام رفتار و گفتار خانمی را که کاندید ازدواج کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهند. در این زمینه البته خانم ها هم به اندازه کافی حساس هستند اما نه بیشتر از آقایان. برای مردان در این مرحله وضع اقتصادی خانواده همسر، انسجام خانواده و نجابت و حسن شهرت خانواده اهمیت پیدا می کند و خانم ها به جزئیات بیشتری مثل تعداد اعضای خانواده، اصالت و قومیت و نوع روابط و بهم پیوستگی اعضا توجه دارند.

در ازدواج زنان به دنبال مردی هستند که بتواند مسئولیت زندگی آنها را به عهده بگیرد. مراقب شان باشد و از آنها حمایت کند. همیشه گفته می‌شود که مردان از لحاظ قدرت بدنی همسرانشان را در برابر وقایع بیرونی حمایت می‌کنند و زنان نیز مردان را از لحاظ قدرت روانی برای مقابله با رویدادهای خارجی تقویت می‌کنند. پس این که گفته می‌شود زن و مرد مکمل یکدیگر هستند به همین دلیل است.

ازدواج، برای یک زن به معنی پیوندی همه جانبه و اشتراکی مقدس است که باید در همه مراحل حفظ شود. اما در مقابل، مردها فکر می‌کنند هنگامی که ازدواج می‌کنند از محیط تنهایی خودشان بیرون می‌آیند، دیگر محیط امن تنهایی خود را نخواهند داشت و از این به بعد برای انجام هر کاری باید بدانند که دو نفر هستند. باید در تمام کارها تقسیم مسئولیت داشته باشند، مهم تر از همه باید نسبت به خانمی که با او ازدواج می‌کنند مسئولیت پذیر باشند. اما این تنها تفاوت زن و مرد در نگاه به مقوله ازدواج و انتخاب همسر نیست.

اولین موردی که در رابطه با یک زن به دید یک مرد می‌آید زیبایی اوست. مردها در ابتدا تمایل دارند با کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند دارای ظاهری زیبا باشد. این زیبایی در آقایان با سن‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد. بعضی از آقایان زیبایی صورت برای شان مهم است، بعضی دیگر تناسب‌اندام و عده ای مطلوبیت اجتماعی و رفتار و روابط بین فردی آن خانم در جامعه برایشان اهمیت دارد. اما در مقابل، اولین موردی که در رابطه با یک مرد به دید یک خانم می‌آید وضع مالی آن آقا است و بعد موقعیت اجتماعی و تحصیلات او.

در واقع مردان در انتخاب همسر به دنبال زنی می گردند که بتوانند به لحاظ عاطفی و روانی به او تکیه کنند، از او بازخورد مثبت بگیرند، از طرف او تشویق شوند و به چشمش قهرمان بیایند. به همین دلیل روی دختران نازک نارنجی، حساس، وابسته با خلق و خوی پرنسسی فکر نمی کنند و زنی را که تحمل پذیرش مشکلات و مدیریت مسائل زندگی مشترک را نداشته باشد، از دایره انتخاب خود بیرون می گذارند.

موضوع دیگری که برای آقایان اهمیت دارد، جنبه زناشویی یک ازدواج است، مردان تمایل دارند که همسری گرم و پرشور داشته باشند و اگرچه زنان هم به این مساله توجه دارند اما بیش از آن به پایبندی و وفاداری یک مرد توجه می کنند.

نوشته شده در سه شنبه 1391/11/24ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط بهار بانو|

چنانچه توجه كرده باشید كفویت به معنای شباهت كامل طرفین با یكدیگر نیست بلكه بدین معناست كه طرفین باید تا حد زیادی شبیه نظیر هم باشند.

در واقع دختر و پسری كه می خواهند عمری را با هم و در كنار هم زندگی کنند باید با یکدیگر توافق و همتایی و همانندی نسبی داشته باشند تا مجذوب یکدیگر گردیده و بتوانند نیازهای جسمی و روحی یکدیگر را درک کنند و به آن پاسخ گویند.

در واقع می‌توان گفت که ازدواج نوعی ترکیب بین دو انسان است یک مرد و یک زن. همانطور که در ترکیبات شیمیایی دو عنصری که با هم ترکیب می ‌شوند هر قدر از نظر هویت وجودی به یکدیگر نزدیک تر باشند ترکیب آن دو استوارتر و عمیق تر انجام می شود، اگر بین دو عنصر تقارن و پیوندی نباشد، ترکیب آن دو سست و لرزان بوده و پس از زمان کوتاهی از بین خواهد رفت. در ازدواج هم با توجه به تفاوتهایی که میان زن و مرد وجود دارد هر چقدر زمینه های اشتراکی و یکسانی بین آنها‌ بیشتر باشد، ازدواج آن دو استوارتر و محکم تر خواهد بود و بالعکس.

یكی از كفویت ها و تناسب هایی كه دختر و پسر قبل از ازدواج باید به آن توجه ویژه ای مبذول دارند كفویت ظاهری شان است. یعنی دختر و پسر باید از نظر ظاهری با هم تناسب و كفویت داشته باشند.  معمولاً تناسب ظاهری شامل مسائلی چون: تناسب در قد و اندازه، تناسب در وزن، تناسب در رنگ پوست و تناسب در زیبایی است.

 

- تناسب در قد و اندازه: دختر و پسر باید در قد و اندازه با هم متناسب باشند. به عبارت دیگر یا باید  هم قد هم باشند یا دختر خانم کمی کوتاهتر از آقا پسر (تا گوش او) باشد.

 

- تناسب در وزن: دختر و پسر همچنین باید سعی كنند تا فردی را به همسری بر گزینند كه از نظر وزنی و پهنایی (چاقی و لاغری) نیز به آنها بیشترین شباهت را داشته باشد. یقیناً ازدواج فردی بسیار لاغر با فردی بسیار چاق باعث ایجاد تمسخر اطرافیان،‌ كم شدن اعتماد به نفس زوجین و ایجاد اختلاف و درگیری در زندگی زناشویی می شود.

 

- تناسب در رنگ پوست: بهتر است كه دختر و پسر در این زمینه نیز دارای تفاوت فاحش و بسیار نباشند و بهم نزدیك باشند.

 

یقینا زیبایی نباید اولین و مهم‌ترین ملاک انتخاب طرفین باشد اما متاسفانه برخی آن را جزء ‌سه ملاك اول خود برای ازدواج در نظر می گیرند. در حالیكه توجه ندارند كه اولاً زیبایی به مرور زمان كم كم بریا فرد عادی می شود و آنچه هرگز عادی نمی گردد اخلاق و ایمان فرد مقابل است

تناسب در زیبایی: زیبایی ویژگی اكتسابی است كه بیشتر برای آقا پسرها مهمتر است. معمولا آقا پسرها و خانواده هایشان برای ازدواج به دنبال یك دختر بسیار زیبا می گردند در حالیكه دختر و پسر در این زمینه نیز باید با یكدیگر تناسب داشته باشند. یقینا زیبایی نباید اولین و مهم‌ترین ملاک انتخاب طرفین باشد اما متاسفانه برخی آن را جزء ‌سه ملاك اول خود برای ازدواج در نظر می گیرند. در حالیكه توجه ندارند كه اولاً زیبایی به مرور زمان كم كم بریا فرد عادی می شود و آنچه هرگز عادی نمی گردد اخلاق و ایمان فرد مقابل است. ثانیاً زیبایی زوال پذیر است و پس از مدتی با بالارفتن سن افراد كم شده و از بین می رود. براین اساس توجه به زیبایی تنها تا جایی جایز است كه به تناسب طرفین در این زمینه بیانجامد.

نوشته شده در سه شنبه 1391/11/24ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط بهار بانو|


در گذشته چون در ایران کلان شهری نبود، وقتی افراد در شهرهای کوچک به خواستگاری می رفتند، به نوعی از قبل با هم آشنا بودند. اما با به وجود آمدن کلان شهرها و گسترش آنها در حال حاضر، بیشتر افرادی که به خواستگاری می روند، همدیگر را نمی شناسند و این موضوع موجب بروز مشکلاتی می شود.

 
وقتی خانواده دختر با خانواده پسر آشنا نیست، نمی توان موضوع خواستگاری را در جلسه اول مطرح کرد، بلکه باید در جلسات اول آشنایی خانوادگی صورت بگیرد و بعد خواستگاری انجام شود.

 

 

حسن خواستگاری این است که چون خانواده ها درگیر موضوع می شوند، مشارکت و تجربه آنها می تواند به آینده دو جوان کمک کند تا بهتر بتوانند با حمایت خانواده ها زندگی شان را شروع کنند. با این حال این روش محدودیت هایی هم دارد که باید با دقت خانواده ها، اصلاح شود:

 

 

- آشنایی کم و فشار زمان

همانطور که گفتیم، در شهرهای بزرگ، خانواده ها معمولاً همدیگر را نمی شناسند و این ناآشنایی اگر با شناخت کافی حل نشود، ازدواج را با خطر مواجه می کند.

البته در برخی از مواقع فردی از میان خانواده بحث را پیش می برد که هم بی تجربه است و هم از لحاظ هیجانی مدیریت کمتری بر خود دارد اما صرفا چون خوب صحبت می کند، میدان دار می شود. برای یک جلسه خواستگاری خوب، فردی باید بحث را پیش ببرد که کم تنش و کم مسئله باشد

 

 

- بی تجربگی و بی اطلاعی خانواده ها

 

در قدیم بزرگترهایی که به جلسات خواستگاری می رفتند، با تجربه تر بودند و مشکلات کمتر بود، اما امروزه بسیاری از بزرگ ترهایی که به خواستگاری می روند، تجربه و اطلاعات کافی ندارند. این موضوع سبب می شود تا جلسات خواستگاری پربار نباشد، یا افراد صحبت هایی کنند که موجب برانگیختن هیجانات منفی شوند. در برخی از مواقع هم فردی از میان خانواده بحث را پیش می برد که هم  بی تجربه است و هم از لحاظ هیجانی مدیریت کمتری بر خود دارد اما صرفا چون خوب صحبت می کند، میدان دار می شود. برای یک جلسه خواستگاری خوب، فردی باید بحث را پیش ببرد که کم تنش و کم مسئله باشد.

 

موضوعات گفت و گو

گفت و گوها در جلسات خواستگاری در دو سطح انجام می گیرد؛ یکی در سطح خانواده ها و دیگری بین دختر و پسر. دختر و پسر باید در مورد 15موضوع با همدیگر گفت و گو کنند و از نظرات همدیگر آگاه شوند. این موضوعات عبارتند از:

 

1- باورها و ارزش های دینی

2- باورها و اصول اخلاقی

3- روابط با دوستان

4- اهداف رشد شخص

5- ارتباط با خویشاوندان

6- ارتباط صمیمانه با همسر

7- ارتباط با خانواده خود

8- ارتباط با خانواده همسر

9- روش حل مسئله و حل اختلاف

10- مسائل مالی (نگاه به پول، اهمیت آن، مدیریت مالی، ولخرجی یا خست، مهریه، مسکن)

11- خواسته ها و توقعات (نوع و نحوه بیان آنها)

12- مواجهه با هیجانات شادی، غم، خشم و ترس

13- نگاه به وظایف مرد و زن در خانواده

14- بچه دار شدن و تربیت فرزند

15- اوقات فراغت، علایق و سرگرمی

 

گفتگو درباره این موضوعات به طور طبیعی در یک جلسه غیرممکن است و باید در چند جلسه انجام گیرد. البته باید توجه داشت علاوه بر آنکه نباید به دختر و پسر فشار بیاوریم که فوراً به نتیجه برسند و نظرشان را اعلام کنند، این گفت و گوها به اندازه ای طولانی نشود که رابطه دختر و پسر تبدیل به محبت بین آن دو شود.

 

گفت و گو در سطح خانواده ها هم می تواند پیرامون موضوعات زیر باشد:

1- رسوم، اعتقادات و فرهنگ خانوادگی

2- اطلاعات ارتباطی و نسبی (پیشینه خانوادگی، شغلی، علمی و ارتباطی)

3- اطلاعات اقتصادی و شرایط اقتصادی خانواده

4- کسب اطلاعات از دختر و پسر از خود خانواده ها

5- نگاه خانواده ها به فرزندشان

البته باید توجه داشت علاوه بر آنکه نباید به دختر و پسر فشار بیاوریم که فوراً به نتیجه برسند و نظرشان را اعلام کنند، این گفت و گوها به اندازه ای طولانی نشود که رابطه دختر و پسر تبدیل به محبت بین آن دو شود.

خواستگاری به سبک امروز

برای از میان برداشتن معایت خواستگاری سنتی و عمیق تر کردن آشنایی ها می توانید این توصیه ها را به کار بندید:

 

- آشنایی در قدم اول میان خانواده ها: بعضی از خانواده ها مقید به این هستند که در چند جلسه اول خواستگاری تنها خانواده ها با هم آشنا شوند. خانواده ها به همراه دختر و پسر با هم دیدارهایی دارند و نهایتاً نظر خانواده ها نسبت به ازدواج و وصلت این دو خانواده بیان می شود. اگر خانواده ها نظر مثبتی به این ازدواج داشتند، به دختر و پسر اجازه می دهند تا با رعایت اصول شرعی، اخلاقی و خانوادگی با هم ارتباط بیشتری داشته باشند و آشنایی شان از خصوصیات یکدیگر افزایش یابد. در نهایت بعد از یکی  دو ماه، خانواده ها نظر دختر و پسر را می خواهند و اگر این دو خواهان ازدواج با هم بودند، مراسم بعدی برگزار می شود. این روش، به حد زیادی مشکلات شناخت را کاهش می دهد.

 

- ارائه نظرات به صورت مکتوب: یکی دیگر از راهکارها که خانواده ها می توانند برای جلوگیری از اتفاقات غیرقابل پیش بینی در باره مهریه استفاده کنند، ارائه نظرات به صورت مکتوب به خانواده مقابل، چند روز قبل از جلسه مهربران است. به عبارت دیگر، خانواده پسر هر آنچه در باره مهریه مدنظرشان است، به صورت کتبی به خانواده دختر اطلاع می دهند، این کار مزیت های زیادی دارد.

اولین مزیت آن است که تخلیه هیجانی خانواده ها قبل از جلسه مهربران اتفاق می افتد. افراد وقتی در خانواده خود هستند، هر حرفی را می توانند بزنند؛ در صورتی که اگر همین صحبت ها را بخواهند در برابر خانواده مقابل بزنند، این جلسه با تنش زیادی مواجه می شود و حتی می تواند آن را به هم بزند. بنابراین در جلسه مهربران  دو خانواده با هیجانات همدیگر مواجه نمی شوند. مزیت دیگر آن است که همه افراد خانواده می توانند نظراتشان را بدون دغدغه بیان کنند و فردی نیست که بعداً بگوید به دلیل ملاخطه کاری و رودربایستی نتوانسته است نظرش را بیان کند.

شما در مذاکرات دیپلماتیک هم شاهد هستید که از قبل نظرات به یکدیگر منتقل می شود و بر سر جزییات بحث های زیادی می شود. اما هنگامی که مراسم رسمی مذاکرات انجام می شود، دو طرف بدون کوچک ترین تنشی با هم صحبت می کنند و به توافق می رسند.

 

- حضور افراد امین و مورد اعتماد: افرادی که در جلسه خواستگاری حضور می یابند می توانند خارج از خانواده اصلی هم باشند. مهم این است که این فرد مورد اعتماد دختر یا پسر و خانواده آنها باشد. وقتی این چنین باشد، حضور این فرد می تواند مفید باشد. البته بهتر است که در یکی دو جلسه اول خانواده اصلی حضور داشته باشند و در جلسات بعد که بحث ها جدی تر مطرح می شود، این افراد حضور یابند.

 

- مجبور نکردن دختر و پسر: نباید برای دختر و پسر فشار زمانی ایجاد کرد یا آنها را مجبور به پذیرش فرد مورد نظر کنیم. در صورتی که دختر یا پسر پس از گفت و گوهایی که با هم داشتند به یکدیگر علاقه یا کششی نداشتند، نباید آن ها را مجبور کنیم. البته توصیه به دختران و پسران  این است که در تصمیم گیری عجله نکنند. اگر در جلسه اول از هم خوششان نیامد و از نظر دیگران شرایط مثبت بود، بهتر است به خود فرصتی بدهند تا یکی دو جلسه دیگر هم برگزار شود و صحبت ها و آشنایی های بیشتری ایجاد شود شاید با آشنایی های بیشتر، این علاقه و کشش ایجاد شود.

 

- برگزاری جلسات اول آشنایی در بیرون از خانه: در صورتی که خانواده دختر به هیچ وجه با پسر و خانواده او آشنایی ندارند و تدارک مجلس خواستگاری برای آنها مشکل است یا نگران حرف و حدیث های ناشی از رفت و آمد خواستگار هستند، می توانند جلسات اول آشنایی را در جایی غیر از منزل، مانند لابی یک هتل یا یک رستوران یا کافه خلوت، قرار دهند

نوشته شده در سه شنبه 1391/11/10ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط بهار بانو|

دخترهای بسیاری هستند که به قصد ازدواج با پسری که به آنها ابراز علاقه می‌کند، آشنا می‌شوند و وقتی حس می‌کنند رابطه عشقی آنها دوطرفه است، ...

 

ناگهان می فهمند رودست خورده اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. دختری می گوید" تا به حال سه مورد این چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل بسته شدم و به او و حرف های عاشقانه ای که می زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماهه ای که داشتیم آن قدر سرخورده شدم که چند واحد درسی ام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار می کنم با یکی از همکارانم که در بخش دیگری مشغول است، دوست شده ام. او می گوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمی دانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی می ترسم که او نیز مثل قبلی ها با احساسات ام بازی کند و دست آخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شده ام و نمی توانم تصمیم بگیرم..."

 

 

دکتر بدری سادات بهرامی روان شناس و مشاور

 

یکی از نیازهای اساسی ما آدم ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین کننده آن نیاز می تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی های عاطفی روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی روانی را از گذشته داشته باشند عمیق تر و سریع تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت هایی که دارد ما را به خود وابسته می کند.

 

وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.

 

اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی اهمیت پس از پایان یک دوستی، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.

 

یکی از مسیرهایی که دو فرد را در یک رابطه عاطفی قرار داده و ممکن است عوارضی را برای هر دو به وجود آورد دوستی های دختر و پسر است. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه ها را برایشان تعریف کنیم تا با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. می توانند به این موضوع فکر کنند که چه طور رفتار کنند تا کسی نتواند احساسات و عواطف آنها را به بازی بگیرد.

 

 

چرا بعضی ها با احساسات دیگران بازی می کنند؟


وابستگی دختر و پسر

 

وقتی کسی آنچه در درونش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. در این بازی، هر یک از دوطرف که آگاهانه بازی را شروع می کنند در جستجوی یک رابطه جدی و هدف مند نیستند اما وانمود می کنند لبریز از عشق و عاطفه اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت آمیز و کلیشه ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر شود اما آنها یکدیگر را به بازی می گیرند.

 

برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت آمیزی که قاعدتا در عشق های واقعی رد و بدل می شود از این جوان ها می پرسم، در توجیه رفتار خود می گویند: «اینها را می گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»

 

پسرهایی که وارد زندگی یگانه "دختر مذکور" شده اند دچار مشکلات روانی نبوده اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم سالان خود آموخته و می دانستند چه طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته اند نیز می دانستند چه طور باید حرکت های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند.

 

اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود.

 

درس دوم اینکه اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، نباید کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.

 

به یاد داشته باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می بینید به سمت وابسته شدن در حرکت اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس هایش پاسخ نمی دهید.

نوشته شده در یکشنبه 1391/11/08ساعت 4:55 بعد از ظهر توسط بهار بانو|


آخرين مطالب
»
» سوالات
» پذیرایی روز خواستگاری
» مراحل تعهد
» ویژگی های شخص آماده ی ازدواج
» وقتی مردی شما را بخواهد،
» انتظار مردان و زنان از ادواج
» صورت وسیرت در ازدواج
» اول اشنایی خانواده ها بعد خواستگاری
» به بازی گرفتن احساسات

Design By : Pichak